روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
دلتنگم
يک‌شنبه - ۹ اسفند ۱۳۹۴

" دلتنگم "

آن قدر که مي توانم

ساعت ها زير باران قدم بزنم

بي آنکه قطره اي

خيس شوم ...

 
جستجو


ليست روزنوشت ها
آرشيو روزنوشتها
نوشته ها
گروه هاي نوشته ها


ليست نوشته ها
جستجو

آرشيو نوشته ها
آبان ۱۳۹۸
شيدسچپج
۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰ ۱ ۲ ۳
۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰
۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷
۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴
۲۵ ۲۶ ۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰ ۱
فتوبلاگ ها
ليست فتوبلاگها
آخرين فتوبلاگها
قلب يخ
4
3
2
1
گروه هاي فتوبلاگ ها

آرشيو فتوبلاگها
آبان ۱۳۹۸
شيدسچپج
۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰ ۱ ۲ ۳
۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰
۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷
۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴
۲۵ ۲۶ ۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰ ۱
لينکدوني
آخرين لينکها
گلهايي از جنس نور
سر بريده مرغ، علت حذف حسينيان از مرد هزار چهره
تخم‌گذاري دو پرنده در جايزه ويژه بانک!
آيا جزاير سه‌گانه ديگر ايراني نيستند
علي دايي: بعيد است به جام جهانى صعود كنيم
اولين چک گوگل
نقاشي، تنها با يك خط!

ليست لينکها
آرشيو لينکدوني
لينک دوستان
جادوگران
نرم افزارهاي رايگان
وبلاگهاي به روز شده
جوان ايران
بازي




امکانات
تبادل لينک
ليست لينک دوستان
نظرسنجي
اگر پول پيدا کني چکار مي کني؟
از کنارش بي تفاوت رد مي شم
برش مي دارم خرجش مي کنم هر مقداري که باشه
به پليس يا مغازه هاي محل تحويل مي دم

۱۴۹۵ راي       ۶۱۱ نظر

ليست نظرسنجي ها
ساير امکانات
جستجو
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
گزارشات
مطالب سايت
نوشته ها: ۵۷۸
نظرات: ۱۰۶۶
دنبالکها: ۶
روزنوشت ها: ۱۶۲
فتوبلاگ ها: ۴۵
نظرات: ۱۱۹
دنبالکها: ۰
لينکدوني: ۱۲۶۸
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۱۸۰۴۸۱۴۵ صفحه
مشاهده امروز: ۵۶۲ صفحه
بيشترين مشاهده:
دوشنبه - ۳ تير ۱۳۹۲
تعداد: ۴۴۶۷۹ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۴ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
جمعه - ۲ فروردين ۱۳۹۲
تعداد: ۲۶۱ نفر
مگانيت > نوشته ها > مشاهده نوشته
دوشنبه - ۲۷ مهر ۱۳۸۸

 اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه اي خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »
رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود ... صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
مرد با نا اميدي از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.
چند سال بعد ماشين همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه بازهم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.
صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
اين بار مرد گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»


راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همينطور بايد تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد.»


مرد تصميمش را گرفته بود.. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.

مرد گفت :‌« من به تمام نقاط كرده زمين سفر كردم و عمر خودم را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236, 284,232 عدد است. و 231,281,219, 999,129,382 سنگ روي زمين وجود دارد»


راهبان پاسخ دادند :« تبريك مي گوييم . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.»


رئيس راهب هاي صومعه مرد را به سمت يك در چوبي راهنمايي كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»


مرد دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كليد اين در را به من بدهيد؟»


راهب ها كليد را به او دادند و او در را باز كرد.


پشت در چوبي يك در سنگي بود . مرد درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند.


راهب ها كليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كليد كرد .

پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت كبود قرار داشت.


و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.


در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد آخرين در است » . مرد كه از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت.. او قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد . وقتي پشت در را ديد و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نكردني بود.


.


.


.


.


.


.


.


....


.


.


.


.


.


.


.


.


.


.....اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستيد .

 


لطفا به من فحش نديد؛ خودمم دارم دنبال اون احمقي كه اينو براي من فرستاده مي گردم تا حقشو كف دستش بگذارم.
 
 
 
 

 


http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=516
تعداد مشاهده: ۶۸۹۲ - نظرات بازديدکنندگان: ۱
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 1 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
نظرات بازديدکنندگان
<< صفحه بعدي ۰۱ صفحه قبلي >>
من
چهارشنبه - ۹ دي ۱۳۸۸
biggrin  biggrin  biggrin  biggrin خيلي با حال بود
امکانات: Email Website

ثبت نظر
براي ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردي که با علامت v مشخص شده‌اند الزامي است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :arrow:  :biggrin:  :bullet_blue:  :bullet_green:  :bullet_tip:  :confused:  :cool:  :cry:  :eek:  :evil:  :exclaim:  :frown:  :idea:  :lol:  :mad:  :mrgreen:  :neutral:  :question:  :razz:  :redface:  :rolleyes:  :sad:  :smile:  :surprised:  :twisted:  :wink:

نظر خصوصي
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصي ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاييديه: v
براي تاييد اطلاعات فرم متن داخل تصوير را مجددا وارد نماييد.

 
نوشته هاي مرتبط
تدريس خصوصي زبان
تدريس خصوصي زبان انگليسي، راهنمايي، دبيرستان، پيش دانشگاهي و مکالمه روزمره در منزل يا محل کار شما.
گروه نرم افزاري وبيليکس
برنامه نويسي سايتها و سيستم هاي نرم افزاري، مديريت سرورهاي اينترنتي و نرم افزاري و خدمات ثبت دامنه و تخصيص فضا
دبليو ايکس بلاگ
نرم افزار مديريت وبلاگ، فتوبلاگ، روزنوشت و لينکدوني به همراه امکانات ويژه براي کاربرن فارسي زبان
مراجعه به:
Webdesign and Development by Zijer & Webilix